Over Dr. Yaqin

داکتر غلام حیدر «یقین» در سال ۱۳۳۲خورشيدی در روستای سروستان مربوط ولسوالی انجیل ولایت هرات ديده به دنيا گشود. تحصيلات ابتدايی را در مکتب جمعيت سروستان و ليسه را در ليسه جامی هرات به پایان رساند. در سال۱۳۵۴ از رشتۀ زبان و ادبيات دری، دانشکدۀ ادبيات دانشگاه کابل، ليسانس گرفت. در سال۱۳۶۵هجری دیپلوم ماستری را از رشتۀ تاریخ و فلسفه و در سال۱۳۷۱خورشیدی از انستیتوت خاورشناسی اکادمی علوم جمهوری تاجيکستان، از رشته زبان و ادبيات فارسی، ديپلوم دکترا را به دست آورده است. استاد یقین مدت ۱۶سال در مؤسسات عالی تربيۀ معلم هرات و انستيتوت پيداگوژی کابل و مرکز تحقیقات علوم به حیث استاد زبان و ادبیات فارسی ايفای وظيفه نموده است. داکتر یقین از بنیادگذاران انجمن فرهنگ هرات باستان و مسؤول فرهنگی این انجمن ادبی در کابل بوده و در داخل و خارج کشور در سیمنارها و سمپوزیمهای ملی و بین اللملی در بارۀ زبان، تاریخ و ادبیات سخنرانی کرده است. داکتر یقین مؤلف بیست و اند جلد کتاب در زمینۀ تاریخ ادبیات، متنهای کهن زبان دری، فرهنگ مردم، ادبیات کودک و نقد ادبی به زبان فارسی دری بوده و کتابها و مقالات پژوهشی اش در مطبوعات داخل و بیرون مرز کشور به چاپ رسیده است. داکتر یقین طی چهل و اند سال آموزگاری و نگارش کتب پژوهشی و علمی به این جوایز ادبی دست یافته است: - جایزه ادبی افغانستان، وزارت اطلاعات و کلتور، کابل: سال ۱۳۶۷خورشیدی. - جایزۀ کتاب (اندیشه های رنگین)، سفارت کبرای دولت اسلامی افغانستان در فدراسیون روسیه، مسکو: سال۱۹۹۶میلادی. - جایزه بهترین استاد سال، وزارت تعلیم و تربیه، ریاست اکمال تخصص معلمان، سال ۱۳۶۵خورشیدی. - جایزه کتابهای (در گذرگاه تاریخ ادبیات و اندرزنامه فردوسی)، دانشکدۀ ادبیات دانشگاه هرات: سال ۱۳۸۹. تقدیر نامۀ ( Migration (International Organization for، کشور پادشاهی هلند، سال۲۰۱۰میلادی کتابهای چاپ شده ۱- تاریخ ادبیات دری، دورۀ سامانیان، چاپ کابل: سال۱۳۶۱خورشیدی. ۲- تاریخ ادبیات دری، دورۀ غزنویها، چاپ کابل: سال ۱۳۶۱. ۳- مقالات کنفرانس علمی دوره ی ماستری اکادمی تربیۀ معلم، به زبان روسی و فارسی، چاپ کابل: سال ۱۳۶۱. ۴- متنهای منثور قدیم دری، چاپ انیستیتوت پیداگوژی، کابل: سال ۱۳۶۲. ۵- تاریخ ادبیات دری، از سلجوقیان تا آل کرت هرات، چاپ کابل: سال ۱۳۶۲. ۶- حماسه سرائی در روزگار سامانیها، چاپ انیستیتوت پیداگوژی، کابل: سال ۱۳۶۲. ۷- برگزیده هایی از آثار مترقی جهان، چاپ اکادمی تربیۀ معلم، کابل: سال ۱۳۶۳. ۸- تراژیدی رستم و سهراب، چاپ اکادمی، کابل: سال ۱۳۶۳. ۹- برگزیده هایی از آثار منثور کلاسیک ادب دری، چاپ کابل: سال ۱۳۶۵. ۱۰- عیّاران و کاکه های خراسان در گستره تاریخ که در سال ۱۳۶۷ از طریق وزارت اطلاعات و کلتور برندۀ جایزه ادبی افغانستان گردیده است. چاپ افغانستان و پاکستان. ۱۱- بازتاب منشهای انسانی در شاهنامۀ فردوسی، چاپ اکادمی علوم افغانستان، سال ۱۳۶۹. ۱۲- باز تاب آئین عیّاری و جوانمردی در ادبیات دری، به اهتمام عبدالسمیع تمنا هروی، به سرمایۀ شرکت کیهان، چاپ پروگرس مسکو: سال ۱۳۷۴. ۱۳- اندیشه های رنگین «مجموعۀ مقالات» به اهتمام آرش یقین، چاپ پروگرس مسکو: سال ۱۳۷۵. ۱۴- اندرزنامه فردوسی، به اهتمام آرش یقین، مطبعۀ مهر حبیب، هرات: سال ۱۳۸۹، و چاپ شرکت «یقین آرت»، کشور پادشاهی هلند. ۱۵- آئین عیّاری و جوانمردی، به اهتمام آرش یقین، چاپ مطبعۀ آزادی، هرات: سال ۱۳۸۹و چاپ شرکت «یقین آرت» کشور پادشاهی هلند. ۱۶- در گذرگاه تاریخ ادبیات، به اهتمام آرش یقین، چاپ ستارۀ نقره یی، هرات: سال ۱۳۸۹. ۱۷- سروستان نامه، به اهتمام آرش یقین، چاپ مهر حبیب، هرات سال ۱۳۹۰. ۱۸- گزینۀ نثر قدیم دری، به اهتمام آرش یقین، به سرمایۀ شرکت «یقین آرت»، ۱۳۹۳، کشور پادشاهی هلند. ۱۹- هزار و یک سخن، به اهتمام آرش یقین، به سرمایۀ شرکت «یقین آرت»، ۱۳۹۳، کشور پادشاهی هلند. ۲۰- فرهنگ نامه یقین، شامل اصطلاحات ادبی، دینی و تاریخی، به اهتمام آرش یقین، به سرمایۀ شرکت «یقین آرت»، ۱۳۹۳، کشور پادشاهی هلند. ۲۱- رقص روی آتش، به اهتمام آرش یقین، به سرمایۀ شرکت «یقین آرت»، ۱۳۹۳، کشور پادشاهی هلند.

یادی از استاد بشیر هروی

یادی از استاد بشیر هروی

آغاز دهه پنجاه خورشیدی بود. آن زمان هژده سال داشتم و محصل دانشگاه کابل. از این که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی شامل نشده بودم، سخت ناراحت و دل شکسته شده بودم. در آن وقت من و امثال من بسیار علاقه داشتیم که حاکم شویم و دمی و دستگاهی و خودی داشته باشیم و با اژدهای خودی یار و غار باشیم.
رخصتی های تابستانی فرا رسید. به وسیله ترانسپورت زنده بانان از کابل راهی هرات شدم. در ولایت قندهار موتر ما توقف کرد و اعلان نمود که شب در قندهار می ماند. برای من که هر گز به تنهایی سفر نکرده بودم، بسیار دشوار بود که بدون رهنما به جهت صرف غذا در رستورانت غذاخوری داخل شوم.… بیشتر بخوانید

شیطان و هئیت اجراییه آن

شیطان و هئیت اجراییه آن
به نقل از کتاب (کعبۀ گل و کعبۀ دل)

و فصلی خواهم نبشت اندر باب این (شیطان) که چگونه در همه دین ها و درهمه باورها و در تمام زمانه ها و در هر جا و هر کجا هم در جابلصا و هم در بلغا موجود است و با هر کس سر و سری دارد و برای هرکس و هر شخص کار دارد و با انجام دادن کارهای پلید و زشت با برخی از انسان ها شریک می شود و این که چرا و به چه دلیل، این انسان های که ادعای اشرف المخلوقات را دارند، تمام گناهان و بدی ها و زشتی های که خود انجام می دهند به گردن این موجود وحشتناک و خطرناک می اندازند و همیشه به آن لعنت می فرستند.… بیشتر بخوانید

ذوالقرنین، اشتر صالح، اشک تمساح

ذوالقرنین، اشتر صالح، اشک تمساح
از کتاب (فرهنگ نامه یقین)
* * *
ذوالقرنین: واژه (ذو) به معنای دارنده، مالک و صاحب است. در برخی از فرهنگها به معنای دو نیز آمده است. ذوالنورین لقب حضرت عثمان است، به دلیل آن که دو دختر پیامبر را به زنی گرفته است. ذوحیاتین یا ذومعشیتین به ماهی گویند، چنان که ذوالقرینین به معنای صاحب دو قرن است. قرنین جمع قرن است که در ادبیات کلاسیک آن را سده گویند. در تاریخ، ذوالقرنین به کسی گفته شود که در آخر یک قرن و در آغاز قرن دیگر زندگی کرده باشد، چنان که گروهی از شاهان قدیم به این لقب خوانده شده اند.… بیشتر بخوانید

ادبیات آرمان شهر، مدینۀ فاضله

از کتاب (فرهنگ نامه یقین)
* * *
آن گاه که دانشجوی دانشکدۀ ادبیات کابل بودم، برای نخستین بار با ادبیات مدینۀ فاضله از زبان استادم شاد روان پوهاند محـمدرحیم الهام آشنا شدم و بعدها کتاب (جمهوریت افلاطون) ترجمۀ داکتر عبدالحسین زرینکوب را مطالعه نمودم. از نگاه افلاطون، شعر محاکات محض است، بدین معنا که شاعر از طبیعت به شکل نادرست و بیجا و بی مورد تقلید کورکورانه می کند، و به همین دلیل شاعر از نگاه او مردود است و در جمهوریت او راه و جای و مقام ندارد. افلاطون معتقد است که شعری با ارزش است که شاعر بتواند در آن در اثرش مطلب نو و جدیدی را خلق کند و بازتاب دهد.… بیشتر بخوانید

گردۀ گوسفند مادر کلانم

نه سالم بود، مادرکلانم خانم (قریش) در جاده ی دوم تیمنی کابل زندگی می کرد و من در جادۀ سوم قلعه فتح الله خان در خانه ای کرایی. خانه ای که زندگی می کردم زیاد چکک داشت و مادرم تارها را در سقف خانه بسته بود تا از آن طریق، آب های باران و چکک به سطل ها جمع شود. شب های زمستان، پدرم دو سه مرتبه سطل های آب را خالی می کرد. زندگی دشواری داشتیم، با معاش معلمی مادر و استادی پدرم می توانستیم کرایه خانه را بپردازیم و یک لقمه نان بخور و نمیر، داشته باشیم. بهترین روز من، روز جمعه بود، به دلیل آن که در این روز، من بیست افغانی جمعه گی داشتم که باید انتخاب می کردم، بین یک تخم مرغ جوش داده شده و یا گودی پران یک پارچه از دکان کاکا عظیم.… بیشتر بخوانید

ابدال خدا، ابو، ابن، ابوجهل، ابوالهول

ابدال خدا: در زبان فارسی به گونۀ جمع و مفرد به کار رود. خودم در موجودیت ابدال اعتقاد ندارم، مگر صاحب نفحات نوشته که: زمین را هفت اقلیم است و هریک از آن هفت اقلیم را یک تن از بندگان خدا محافظت کند و آنها را ابدال نامند. در فرهنگ عامه و در لغتنامۀ دهخدا به معنای هفت تن از مردان نیک اند که از جملۀ صالحین و خاصان خدا بـه شمار آیند و هیچوقت، زمین از آن ها خالی نباشد و جهان بدیشان بر پای است. آن گاه که یکی از آنان بمیرد، خدای تعالی دیگری را به جای او برانگیزد، تا آن شمار که به قولی هفت و به قولی هفتاد است، همواره کامل ماند.… بیشتر بخوانید

ابداع

ابداع: در لغت به معنی آفرینش و خلقت و طرز نو نهادن و نو پدید آوردن و ایجاد و اختراع است. در علم بدیع، ابداع آن است که نویسنده و شاعر مضمون تازه و نو و معنی لطیف و متین و نیکو در نظم و نثر بیاورد و در آن محسنات لفظی و معنوی بازتاب یافته باشد. به گونه عموم ابداعات لفظی ومعنوی مانند خیال شاعرانه و ارائه تصویرها و خلق تصاویر جدید، علت جاودانگی آثار ادبی می شود. به این چند بیت غزلی از حافظ توجه نمائید که چگونه شاعـر دست به ابداع لفظی و معنوی زده و خلاف توقع خواننده و شنونده اش، به دست (صنم باده فروش) توبه می کند و آن هم این که دیگر بدون بزم آرا و ساقی، (می) نخورد و در این راه، از کسی ترس و هراس هم ندارد:
کرده ‌ام توبه، به دست صنم باده فروش
که دگر می نخورم، بی رخ بزم آرایی
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
کز وی و جام می ‌ام نیست به کس پروایی
گویند که حافظ را تهمت کفر زدند و رقیبانش ادعا کردند که انگار حافظ به آمدن روز قیامت اعتقاد نداشته است، چون در آمدن فردای قیامت، واژه شرطی (اگر) را به کار برده است: به این بیت توجه فرمایید:
گر مسلمانی همین است، که حافظ دارد
آه!… بیشتر بخوانید