ابداع

ابداع: در لغت به معنی آفرینش و خلقت و طرز نو نهادن و نو پدید آوردن و ایجاد و اختراع است. در علم بدیع، ابداع آن است که نویسنده و شاعر مضمون تازه و نو و معنی لطیف و متین و نیکو در نظم و نثر بیاورد و در آن محسنات لفظی و معنوی بازتاب یافته باشد. به گونه عموم ابداعات لفظی ومعنوی مانند خیال شاعرانه و ارائه تصویرها و خلق تصاویر جدید، علت جاودانگی آثار ادبی می شود. به این چند بیت غزلی از حافظ توجه نمائید که چگونه شاعـر دست به ابداع لفظی و معنوی زده و خلاف توقع خواننده و شنونده اش، به دست (صنم باده فروش) توبه می کند و آن هم این که دیگر بدون بزم آرا و ساقی، (می) نخورد و در این راه، از کسی ترس و هراس هم ندارد:
کرده ‌ام توبه، به دست صنم باده فروش
که دگر می نخورم، بی رخ بزم آرایی
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
کز وی و جام می ‌ام نیست به کس پروایی
گویند که حافظ را تهمت کفر زدند و رقیبانش ادعا کردند که انگار حافظ به آمدن روز قیامت اعتقاد نداشته است، چون در آمدن فردای قیامت، واژه شرطی (اگر) را به کار برده است: به این بیت توجه فرمایید:
گر مسلمانی همین است، که حافظ دارد
آه! اگـر از پـی امروز بـود، فـردایی
حافظ که این ادعای ناحق رقیبانش را می شنود، برای آن که از تهمت کافر بودن رها شود، گوید که من بر
دروازه میکده از زبان (ترسایی) این سخن را شنیده ام که اگر مسلمانی همین است که حافظ دارد، می ترسم که اگر روز قیامتی در پیش باشد. آن بیت اضاف شده، بدین گونه است که یاد کرده آید:
این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت
بر در میکدۀ‌ ای، با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی همین است، که حافظ دارد
آه! اگـر از پـی امروز بـود، فـردایی
باید گفت که صنعت ابداع در نزد شاعران و ادیبان کشورهای غربی، در گام نخست مربوط بوده به نظریات فن بلاغت که شاعر یا مبلغ، در ارائه مضامین و مطالب نو داشته است. در ادبیات غرب، بعدها ابداع به نقد ادبی نیز راه یافت، چنان که امروز در بحث های ادبی، ابداع در مقابل سنت و مطالب قدیمی و کهنه به کار می رود. در نزد اندیشمندان و پژوهشگران ادبی، اثر بدیع و تازه آن است که در آن یا در قالب یا در سبک و یا در محتوا و یا در مضمون، چیزی تازه و بکر و جدید خلق شده باشد.
نویسنده: داکتر غلام حیدر یقین